اسد حيدر ( مترجم : حسن يوسفى اشكورى )

21

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي )

تاريخى نشان داده است كه چگونه پس از پيامبر ، اسلام بر اساس خلافت ساخته و پرداخته شد ، نه خلافت بر اساس اسلام ؛ و چگونه فرقه‌هاى كلامى و فقهى و سياسى به دست سياست‌بازان حرفه‌اى و دنيا طلب پديد آمدند و يا دست كم پرورده و تثبيت شدند و يا چگونه برخى از اين فرقه‌هاى ضد حكومتى مورد بىمهرى قرار گرفته و از صحنه تاريخ محو شدند . نويسنده بسيار روشن نشان داده است كه « وقتى زور جامهء سبز تقوا به تن كند » و دين ابزار دست قدرت و جاه‌طلبى قرار گيرد ، چه فاجعهء عظيمى روى مىدهد ، شرايطى پديد مىآيد كه دين به جاى اينكه عامل « آگاهى » و « آزادى » آدميان باشد و كرامت انسان را به او بازگرداند و عدالت اجتماعى را تأمين كند ، خود زنجيرى مىشود بر دست و پاى آدمى . محقق آگاه زندگى امام صادق ( ع ) را به نمايش مىگذارد و با تبيين همه جانبه شخصيت او نشان مىدهد كه امام ، صرف‌نظر از اعتقاد خاص شيعى نسبت به آن بزرگ ، در زمان خود آگاهترين و عاليترين عالمان امت ، و از نظر صلاحيتهاى فكرى ، اخلاقى ، علمى و سياسى براى رهبرى امت ، مناسبترين و لا يقترين فرد بوده است ، اما به دلايلى وى از پذيرفتن رهبرى سياسى و زعامت جامعه تن مىزند و به رهبرى فكرى و معنوى بسنده مىكند ؛ در عين حال منصور دوانيقى صرفا به خاطر اينكه خطر بالقوه امام تبديل به خطر بالفعل نگردد و شخصيت عظيم او روزى پرچمدار رهايى و محور مخالفان نشود ، آن همه سختيها را بر امام روا مىدارد و سرانجام وى را به شهادت مىرساند . بر اساس اين تحليل مستند تاريخى ، انگيزهء مخالفت خلفاى اموى ، به ويژه منصور با امام صادق ( ع ) ، چيزى جز جاه‌طلبى و قدرت‌پرستى نبوده و تمامى كوشش اين بوده است كه قدرت غاصبانه و ظالمانه آنان پايدار بماند و لذا براى تحقق اين هدف از هيچ جنايتى فروگذار نكردند . به راستى وقتى آدمى مىبيند كه در طول تاريخ چه فجايعى در زير پوشش ديانت و خلافت دينى صورت گرفته و متأسفانه تمامى آنها به وسيله برخى از عالمان دين و محدثان و قاضيان و فقيهان وابسته به قدرتمندان توجيه شده ، بر خود